بازیگر سریال «کلاغ»: برای تجربه کار با مهدویان به به پروژه پیوستم | عاشق نقش‌های چالش‌برانگیز و پیچیده هستم

  • کد خبر: ۴۳۸۲۵۶
  • ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۳
بازیگر سریال «کلاغ»: برای تجربه کار با مهدویان به به پروژه پیوستم | عاشق نقش‌های چالش‌برانگیز و پیچیده هستم
شادی خلیلی، بازیگر سریال «کلاغ» می‌گوید: این نقش برای من چندان چالش‌برانگیز نبود و حتی می‌توانم بگویم از نظر دراماتیک نیز نقش بسیار جذابی به نظر نمی‌رسید. انگیزه اصلی من برای پذیرفتن این نقش، فراتر از خود شخصیت «بهار» بود؛ من می‌خواستم با محمدحسین مهدویان کار کنم.
مریم ضیغمی
خبرنگار مریم ضیغمی

شادی خلیلی، بازیگر سینما و تلویزیون، در سریال «کلاغ» با ایفای نقش «بهار» تجربه‌ای متفاوت را پشت سر گذاشته است. او که پیش‌تر در آثاری مانند سریال «محکوم» نشان داده بود حتی در نقش‌های کوتاه نیز می‌تواند حضوری مؤثر و به‌یادماندنی داشته باشد، این بار در فضای دراماتیک و تاریخی «کلاغ» از زاویه‌ای متفاوت به مفهوم «تجربه» نگاه کرده است. خلیلی این بار نه به‌دلیل چالش‌های شخصیتی نقش، بلکه به‌واسطه فرصت همکاری با محمدحسین مهدویان به این پروژه پیوست؛ کارگردانی که به گفته او، خلاقیت و تلاش برای فاصله گرفتن از کلیشه‌ها، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کاری‌اش است. او در گفت‌و‌گو با شهرآرانیوز از ویژگی‌های شخصیت «بهار»، تضاد‌های درونی این کاراکتر، تفاوت ریتم زندگی در فضای پیش از انقلاب، تجربه همکاری با بازیگران سریال و نگاهش به شیوه کارگردانی مهدویان می‌گوید.

شخصیت «بهار» چه چالش یا تضاد درونی داشت که باعث شد برای بازی در این نقش مصمم شوی؟

راستش را بخواهی، اگر بخواهم صادقانه بگویم، این نقش برای من چندان چالش‌برانگیز نبود و حتی می‌توانم بگویم از نظر دراماتیک نیز نقش بسیار جذابی به نظر نمی‌رسید. انگیزه اصلی من برای پذیرفتن این نقش، فراتر از خود شخصیت «بهار» بود؛ من می‌خواستم با محمدحسین مهدویان کار کنم.

همیشه جذب کارگردان‌هایی می‌شوم که آثار موفق و ماندگاری ساخته‌اند؛ چون می‌دانم کار کردن با آنها یک تجربه حرفه‌ای است که می‌تواند چیزی به توانایی‌ها و تجربه‌های من اضافه کند. بنابراین، این انتخاب بیشتر تصمیمی برای رشد حرفه‌ای بود تا کشش و جذابیت خود شخصیت.

با توجه به اینکه در نقش‌های کوتاه‌تر، مانند سریال «محکوم»، حضوری تأثیرگذار داشته‌ای، هنگام مطالعه فیلم‌نامه چه تحلیلی از شخصیت «بهار» داشتی؟

وقتی فیلم‌نامه را خواندم، «بهار» را زنی پخته، روشن‌فکر و بسیار جلوتر از هم‌سن‌وسال‌های خودش دیدم؛ زنی که به‌دلیل رفت‌وآمد زیاد به خارج از کشور، ذهنی باز و مستقل داشت.

به نظر من، بهار در واقع سایه را نصیحت می‌کرد که رابطه‌اش با جلال، رابطه‌ای اشتباه است. او با وجود اینکه خودش زنی آزاد و مستقل بود، به سایه می‌گفت جلال نمی‌تواند پارتنر یا تکیه‌گاه اصلی زندگی او باشد. در واقع، به سایه یادآوری می‌کرد که او اولویت زندگی جلال نیست و باید به دنبال زندگی واقعی و ساختن یک خانواده باشد. در نهایت نیز شخصیت سایه همین مسیر را انتخاب کرد و سراغ زندگی خودش رفت.

در فضای پرالتهاب و دراماتیک «کلاغ»، تعامل با بازیگرانی مانند هادی حجازی‌فر و محسن قصابان چه تأثیری بر انرژی تو در صحنه داشت؟

در بازیگری، مفهوم «هم‌بازی بودن» بسیار حیاتی است. هر دو بازیگر بسیار همراه و حرفه‌ای بودند. وقتی نوبت به بازی آنها می‌رسد، در جایگاه یک «یاریگر» قرار می‌گیرند تا فضای نمایش را برای بازیگر مقابل حفظ کنند و اجازه ندهند انرژی صحنه افت کند.

این سطح از حرفه‌ای‌گری و صمیمیت باعث می‌شد فضای صحنه خشک و رسمی نباشد و به فضایی گرم و صمیمی تبدیل شود. تقریباً تمام بازیگران سریال خوش‌اخلاق و اهل گفت‌وگو بودند و همین موضوع باعث می‌شد با خیالی آسوده در صحنه حضور داشته باشم.

«کلاغ» داستانی را در فضای پیش از انقلاب روایت می‌کند. این فضای تاریخی چقدر بر لحن، حرکات بدن و حتی نگاه تو تأثیر گذاشت؟

از آنجایی که نقش من عمیق و طولانی نبود، تمرکز اصلی‌ام روی جنبه‌های فیزیکی و رفتاری شخصیت قرار داشت. در آن دوران، ریتم زندگی و حرکات بدن خانم‌ها بسیار آرام‌تر و با تأمل بیشتری نسبت به امروز بود.

امروزه به‌دلیل سرعت بالای زندگی مدرن، همه‌چیز سریع و عجولانه شده است؛ اما در آن مقطع، آداب و رسوم و تشریفات، ریتم حرکات را کندتر و شکیل‌تر می‌کرد. از آنجایی که بهار همیشه در حال رفت‌وآمد به خارج از کشور بود، سعی کردم در نشستن‌ها و راه رفتن‌هایم این آرامش و تأمل را رعایت کنم.

حتی در دیالوگ‌ها هم مراقب بودم. مثلاً استفاده از کلماتی مانند «اوکی» یا «مرسی» در آن زمان رایج نبود. حتی در ابراز علاقه‌ها نیز به جای کلمات امروزی، از اصطلاحات متناسب با آن دوره استفاده می‌کردم تا اگر قرار شد بداهه‌ای هم شکل بگیرد، از فضای تاریخی اثر خارج نشوم.

کار کردن در فضای کارگردانی مهدویان چه تجربه جدیدی برای تو داشت؟

او کارگردان بسیار خلاقی است که حتی در کوچک‌ترین جزئیات، مثل تکرار یک قاب، به دنبال نوآوری و دوری از کلیشه‌هاست. برداشت من از کار با او این بود که مدام تلاش می‌کند چیزی شبیه آثار قبلی‌اش نباشد و با خلاقیت از تکرار مکررات فاصله بگیرد.

این تلاش برای نوآوری فقط به کارگردانی محدود نمی‌شود؛ او در تمام سطوح، از بازیگری و فیلم‌برداری گرفته تا طراحی صحنه، به دنبال ایجاد فضایی است که در آن کلیشه‌ها رنگ ببازند.

مهدویان در کنار خلاقیت، بسیار تیم‌محور است. او با تمام عوامل همکاری می‌کند و حتی در مواردی که مستقیماً در محدوده وظایف او نیست، برای پیشبرد بهتر و سریع‌تر روند کار، با شور و اشتیاق همراهی می‌کند.

هم‌زمان با پخش سریال، واکنش‌ها و بازخوردهای مخاطبان را چگونه دریافت کردی؟

با توجه به کوتاه بودن نقش، طبیعتاً بازخورد گسترده‌ای از سوی عموم مخاطبان دریافت نکردم؛ اما از سوی همکاران و دوستانم پیام‌های بسیار زیبایی داشتم.

من از قبل با همکارانم خیلی صریح صحبت کرده بودم و گفته بودم: «اصلاً مرا دنبال نکنید! چون نقش من آن‌قدر کوتاه است که تا یک عطسه کنید، تمام سکانس‌های من تمام شده است!»

این پیش‌فرض باعث شده بود وقتی همکارانم با من تماس گرفتند و از اجرای من تعریف کردند، کمی تعجب کنم. آنها می‌گفتند «بهار» را بسیار متفاوت از نقش‌های قبلی‌ام بازی کرده‌ام و این تنوع در اجرای شخصیت برایشان قابل تحسین بوده است.

در پایان، حرفی درباره تجربه خود در سریال «کلاغ» یا نگاهت به حرفه بازیگری داری؟

بله، من یک آرزوی بزرگ دارم. دوست دارم مصاحبه بعدی‌ام با تو درباره نقشی باشد که واقعاً برایم چالش‌برانگیز بوده است؛ یعنی با من تماس بگیری و بتوانیم دو ساعت تمام درباره سختی‌ها، لایه‌ها و چالش‌های آن نقش صحبت کنیم.

من عاشق نقش‌هایی هستم که «یک‌دست» و ساده نباشند. در مسیر رسیدن به آن نقش‌های عمیق، آدم بسیار صبوری هستم. حتی اگر یک، دو یا چند سال طول بکشد، صبر می‌کنم تا فرصتی پیش بیاید که نقشی بازی کنم که آن‌قدر چالش‌برانگیز و پیچیده باشد که تو از شدت توضیح دادن درباره آن خسته شوی!

امیدوارم در آینده، نقش‌هایی با تأثیر عمیق‌تر و چالش‌های بیشتر را تجربه کنم.

 
 
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.